1393/2/20 2169

در حال حاضر بخش زیادی از ظرفیت دانشگاه ها و آموزش عالی خالی مانده است. در تحلیل چرایی و چگونگی پدید آمدن این وضعیت در سال های اخیر باید بگویم این معضل تنها به وزارت علوم ربط پیدا نخواهد كرد

ایجاد رقابت سازنده برای بالابردن كیفیت آموزشی

در حال حاضر بخش زیادی از ظرفیت دانشگاه ها و آموزش عالی خالی مانده است. در تحلیل چرایی و چگونگی پدید آمدن این وضعیت در سال های اخیر، باید بگویم این معضل تنها به وزارت علوم ربط پیدا نخواهد كرد. البته در دولت قبل اشتباهات محاسباتی خاصی در این بخش وجود داشت. تاكید بیش از حد بر توسعه تحصیلات تكمیلی و ضربه وارد كردن به دوره های كارشناسی غیر قابل توجیه است. اما بخش اصلی مشكل و علت پدید آمدن چنین وضعیتی تحولات نیروی انسانی، مسائل جمعیتی و مسائل اقتصادی است.

    ما یك قله جمعیتی داشتیم كه امروزه به متولدان دهه 60 معروفند. متاسفانه این دهه در هر دوره از اجتماع همراه خودش كمبودها و مشكلاتی به همراه داشته است. مشكل موج های محاسبه نشده اجتماعی است كه آن مقطع خودش را در موج جمعیتی 10 میلیونی نشان داد. زمانی كه این متولدان در دوره ابتدایی مشكلات آموزش ابتدایی را داشتیم زمانی بود كه مدارس ما سه شیفتی كار می كردند و داوطلبان كنكور به مرز حدود دو میلیون نفر رسیده بود. زمانی كه این قله جمعیتی عبور كرد، آموزش و پرورش نفس كشید. در واقع مدارسی كه در آن دوران تمام ظرفیتش پر بود، تا حدی خالی ماند. در حال حاضر نیز مدارس زیادی وجود دارند كه خالی مانده اند. جمعیت دانش آموزی حدود 19 میلیونی به حدود 14 میلیون رسید.

    از مدارس كه گذشت این موج جمعیتی به تدریج در سال های بعد خودش را در دوره های كارشناسی دانشگاه نشان داد. اتفاقی كه باید رخ می داد این بود كه در بازار كار متناسب با این قله جمعیتی كه بسیار فرصت آفرین بود، اقداماتی صورت گیرد. یعنی می توانستیم راه را باز كنیم تا دانشجویان بتوانند جذب شوند و رونقی به بازار كار دهند. اما متاسفانه این اتفاق رخ نداد. همان طور كه از ابتدا هم برای تولد این دهه فكری نشده بود در مورد وضعیت شغلی این افراد نیز منتظر ماندیم تا مشكل بیكاری بروز پیدا كند و بعد بگوییم خب مشكل بیكاری داریم.

    در زمان رییس جمهوری احمدی نژاد برای استقبال از این قله جمعیتی وام ازدواج دادند و ظرفیت دانشگاه ها را بالابردند و از آن طرف كه باید به عوامل تولید و كارآفرینان مجال داده می شد، این اتفاق نیفتاد و تولید كشور در این اواخر تقریبا به كلی از رونق افتاد. در چنین وضعیتی آن قله جمعیتی چشم انتظار یارانه ها و وام های دولت ماند و برای اینكه موقتا مشغول باشد به وفور به سمت تحصیلات تكمیلی رفت.    ظرفیت ورودی تحصیلات تكمیلی در سال های اخیر به 1600 نفر در مقابل هزار نفر دانشجوی دوران لیسانس هم رسیده بود كه این وضعیت در همه جای دنیا غیرمعمول است. 
 
  قطعا با كاهش رشد جمعیت و ایجاد یك پایداری در جمعیت به این میزان واحد آموزشی احتیاج نداریم ولی در دانشگاه های دولتی می توانیم ظرفیت سازی خوبی بكنیم و با توجه به كاهش دانشجو، اكثریت را در دانشگاه های دولتی جذب كنیم و در عین حال به این اطمینان برسیم كه هیچ جوانی كه آرزوی تحصیلات تكمیلی داشته باشد، راه به رویش بسته نیست.    وزارت علوم می تواند با وضع برخی مقررات، دانشگاه های غیردولتی را به یك نوع رقابت سازنده وادار كند به خصوص اگر بتوانند به شاخص های كیفی خوبی برسند و مجوز دانشجو از خارج داده شود. در این روند كسانی كه این رقابت سالم را ندارند حذف خواهند شد.
 
    در هر صورت ظرفیت سازی كمی كه در بخش های ساختمانی و فضایی دانشگاه ها صورت گرفته است، در حال حاضر عموما به كار نمی آید و نمی توانیم به اصرار دانشگاه ها را پر كنیم. اما به طریق های دیگر می توان از ظرفیت های خالی استفاده كرد. بخشی از ساختمان هایی كه با كیفیت خیلی خوب ساخته شدند و امكانات تجهیزاتی خوبی دارند می توانند با جلب دانشجو از خارج مقداری رونق پیدا كنند. البته این مساله سیاست دشواری است و نیاز به بازنگری های خیلی جدی نه فقط در سطح دولت بلكه در سطح حكومت دارد تا این امكان فراهم شود.

    سیاست هایی كه در گذشته در جلب دانشجویان خارجی داشتیم اغلب غلط، شكست خورده و بسیار محدود عمل كرده است ولی اگر بتوانیم بخشی از این ظرفیت را برای جذب دانشجویان از خارج و همچنین از كشور های اطراف به كار بگیریم می توانیم برای كشور منشا درآمد باشیم.    اگر در سیاستگذاری ها دقت شود ممكن است تعدادی از دانشگاه ها بتوانند به این سمت بروند. به خصوص بعضی از واحد های دانشگاه آزاد. بخش های با كیفیت همچنین می تواند علامه بر جذب دانشجو از خارج به آموزش و پرورش واگذار شود یا در زمینه های دیگر استفاده كرد.

    در هر صورت وزارت علوم به تنهایی نمی تواند فكری برای اشتغال دانش آموختگان بكند بلكه باید اقتصاد كشور رونق بگیرد تا دانشجویان جذب بازار كار شوند. در عین حال ما یك پدیده اجتماعی داریم كه شاید فقط مختص كشور ما نباشد، كشورهایی كه در آستانه یك توسعه یافتگی قرار می گیرند میل تحصیلات عالی در آنها رشد می كند.

    به نظر من نباید به این مساله خیلی منفی هم نگاه كرد. یك موجی بوده كه طی شده كه البته در طی شدن این موج ما با عدم درایت ها و سیاست های نامناسب روبه رو بودیم. در حال حاضر می شود از كنار این فرصت یك رقابت سازنده ایجاد كنیم و كیفیت آموزش عالی را بالاببریم.

توضیح: نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاههای این وب سایت نمی باشد.

نظر شما

پرطرفدارترین مطالب امروز

تازه های آموزش

حق آموزش برای همه آری، برای افغان ها خیر؟!

فرق مدرسه‌های جدید و قدیم

بازی خیال و خلاقیت در تصاویر کتب درسی

گفت‌وگو با مخترع «آ با کلاه»

عدالت آموزشی در مدارس ژاپن

مقابله با اضطراب آغاز مدرسه

سازمان ملل متحد و روز جهانی«سوادآموزی»

صنعت جدید رتبه‌بندی دانشگاه‌ها

اکثریت زنان، مدیران مردان

حجم تکالیف مدرسه چقدر باید باشد؟

بدترین سوالات برای بحث و گفتگو

زندگی و آراء فلاسفه آموزشی: ژان ژاک روسو

سرمایه انسانی نقطه پیوند

به بچه‌ها از خشونت و ترور چه بگوییم؟

چطور الگوهای مثبت برای بچه‌ها پیدا کنیم؟

بازی مادر اختراع است؟

نقش برجسته پدران در موفقیت تحصیلی فرزندان

تقویت عملکرد دختران در علوم و ریاضی

اجبار دانش آموزان به تمیز کردن کلاس درس: خوب یا بد؟

ضرورت کاهش حجم کتاب های درسی

نکاتی در مورد طراحی تکالیف درسی دانشگاهی

چوب معلم؟!!

آیا «خانم مدرک» مرده است؟

آیا پسران سهم بزرگتری از بودجه مدارس دریافت می کنند؟

معرفی کتاب: تاثیر مدارس دخترانه در توسعه اجتماعی زنان در ایران

آموزش در شبکه های اجتماعی