چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۵
پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳ 1629 0 5

شاید همه ما به نوعی تجربه ای از سوگلی معلم بودن را داشته باشیم. یا خودمان شاگرد محبوب معلم هایمان بودیم و یا یک یا چند نفر از همکلاسی هایمان، اینگونه بوده اند و ما به آنها حسودی می کرده ایم.

شاگرد عزیز دردانه معلم بودن!!!

عکس از LA Johnson/NPR

شاید همه ما به نوعی تجربه ای از سوگلی معلم بودن را داشته باشیم. یا خودمان شاگرد محبوب معلم هایمان بودیم و یا یک یا چند نفر از همکلاسی هایمان، اینگونه بوده اند و ما به آنها حسودی می کرده ایم. هیچ کس منکر این نیست که احساسات و برداشت معلم ها نسبت به دانش آموزان در نحوه رفتار و قضاوت آنها موثر است. گاهی اوقات این برداشت و احساسات به نفع ما و گاهی نیز به ضرر ما عمل کرده اند. اما به تازگی تحقیقی در این زمینه منتشر شده است که نشان می دهد برداشت و قضاوت معلم ها از دانش آموزان، نقش تعیین کننده ای در علاقه یا عدم علاقه آنها به دانش آموزان یا باور به توانایی ها و میزان موفقیت آنان دارد.
 
توبیاس راش1، پژوهشگر دانشگاه بامبرگ2 در آلمان که دست اندرکار انجام این تحقیق بوده، در این باره می گوید که وجود قضاوت و سوگیری معلم ها نسبت به شاگردانشان قطعی است اما مسئله اینجاست که این قضاوت ها تا حد زیادی دقیق و صحیح نیست. دراین پژوهش او یک گروه 93 نفری از معلمان را همراه با 294 نفز از دانش آموزان کلاس هشتم در آلمان مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش هر یک از شرکت کنندگان ابتدا آزمون کوچکی در مورد برخی مولفه های شخصیتی، برون گرایی/ درونگرایی و غیره را می گذراندند. دانش آموزان سپس باید امتحان هایی را در زمینه مهارت های خواندن و ریاضیات داده و برگه ها را برای تصحیح، به معلم هایشان نشان می دادند. پژوهشگران از معلم ها دو سوال می پرسیدند سوال اول در مورد قضاوت کلی معلم نسبت به عملکرد کلی دانش آموزان بود و سپس یک سوال در مورد اینکه در این امتحان بخصوص، دانش آموزان چطور عمل کرده اند؟
 
نتایج تحقیق نشان داد وقتی از معلم ها خواسته می شد در مورد عملکرد کلی دانش آموزان اظهارنظر کنند، در مورد شاگردان محبوب خود، قضاوت بسیار خوشبینانه و مثبتی داشتند اما وقتی در مورد نتیجه آن امتحان به خصوص سوال می کردند، معلم ها دقیق تر شده و پاسخ دقیق تری می دادند. برای مثال زمانی که دانش آموز مورد علاقه شان در آن امتحان خاص، نمره چندان بالایی نگرفته بود، معلم ها عنوان می کردند که کلا دانش آموز خیلی خوبی است ولی در این امتحان بی دقتی کرده است یا اینکه شاید حواسش پرت بوده یا مریض بوده و یا احتمالا این بخش از درس را به خوبی نفهمیده است.
 
این تحقیق به خوبی نقش سوگیری و قضاوت شخصی را در برداشت از عملکرد دانش آموزان نشان می دهد زیرا در برخی موارد دانش آموزانی که در هر دو امتحان خواندن و ریاضیات نمرات بالایی گرفته بودند ولی چندان محبوب و مورد علاقه معلم ها نبودند، از طرف معلم ها قضاوت مثبتی هم دریافت نمی کردند یا اینکه مربیان عملکرد مثبت و قابل قبول آنها را نادیده می گرفتند. درست است که نتیجه این تحقیق چندان جدید و غافلگیرکننده نیست اما به دو دلیل اصلی اهمیت دارد یکی اینکه سوگیری معلم تا چه حد می تواند عدالت را در یک کلاس درس به خطر اندازد و دیگر اینکه چقدر نگران کننده است که گروهی از دانش آموزان به دلیل خصیصه های فردی یا وابستگی به گروه های اجتماعی و اقتصادی خاص (مثلا اقلیت های نژآدی یا قومی) مورد تبعیض قرار بگیرند یا دست کم به اندازه کافی تشویق نشوند.
 
در تحقیق دیگری پژوهشگران متوجه شدند معلم هایی که برگه های امتحان ریاضی را ارزیابی می کردند زمانی که متوجه می شدند، این برگه متعلق به یک دختر است، نمرات پائین تری می دادند تا زمانی که نمی دانستند جنسیت صاحب پاسخ نامه چیست. به عبارت دیگر جنسیت نقش مهمی بر قضاوت معلم از دانش آموزان دارد. و دراین مورد خاص چون تصور غلطی وجود دارد که دختران از استعداد و توانایی پائین تری در ریاضیات نسبت به پسران برخوردار هستند، این بر برداشت و قضاوت ناخودآگاه معلم ها نیز تاثیر می گذارد.  تحقیقات بسیار دیگری نیز در این زمینه وجود دارند که نشان می دهد به طور معمول معلم ها چه مرد و چه زن، نظر مثبت بیشتری نسبت به توانایی های دانش آموزان پسر دارند و کمتر به استعداد و توانایی دختران اعتماد می کنند.
 
این مجموعه پژوهش ها و سایر مواردی از این دست به این نکته مهم اشاره دارند که تا چه حد اهمیت دارد معلم ها و اساتید از وجود سوگیری های شخصی و برداشت های خود در هنگام مواجهه با دانش آموزان مطلع و هشیار باشند و مراقب باشند که ظاهر متفاوت یا غیردوستانه دانش آموزان تاثیر منفی بر برداشت آنها نداشته باشد. زیرا بر اساس نتایج مهم این تحقیق، معلم ها معمولا نظر مثبت و مساعدتری نسبت به دانش آموزانی دارند که به خود آنها شباهت دارند در نتیجه گرایش مثبت یک معلم به دانش آموزان شبیه خود بیشتر از احساس نزدیکی و شباهت او نسبت به دانش آموزان با سابقه قومی، نژآدی و جنسیتی متفاوت است.
پاورقی...

1. Tobias Rausch
2. Otto-Friedrich-Universität Bamberg
 
مقاله اختصاصی گروه تدوین محتوای آموزش 118
استفاده از این مطلب و انتشار آن، با ذکر نام آموزش ۱۱۸ و درج لینک www.amoozesh118.com بلامانع می باشد.
 

آموزش ۱۱۸: پرتال جامع آموزش و روش های تدریس‬

توضیح: نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاههای این وب سایت نمی باشد.

نظر شما