پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵
سه شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳ 3382 1 21

فردریش فروبل: پدر آموزش پیش دبستانی و موسس اولین مهدکودک

زندگی و آراء فلاسفه آموزشی: فردریش فروبل

فردریش فروبل

فردیش فروبل1، یکی از مشهورترین چهره های فلسفه آموزشی را به حق می توان به "پدر کودکستان" یا "پدر آموزش ابتدایی" موسوم کرد.  او در 21 آوریل 1782 در آلمان به دنیا آمد. در 9 سالگی مادرش را از دست داد و از آن پس زندگی برای او به سختی گذشت. او که رابطه خوبی با پدرش نداشت، از بابت کمبود مهر و عاطفه پدر نسبت به خود تا پایان عمر رنج می کشید. وقتی ده ساله بود دائی او، سرپرستیش را بر عهده گرفت و از آن پس در تربیت و تحصیل او کوشید. فروبل در 17 سالگی وارد دانشگاه شد و در زمینه های مختلفی همپون هندسه، ریاضیات،  فیزیک و معماری تحصیل کرد و در نوزده سالگی فارغ التحصیل شد.
 
بعدها به واسطه علاقه اش به تعلیم و تربیت اطفال، با پستالوزی2 آشنا شد. پستالوزی نیز یکی از نظریه پردازان و کوشندگان آموزش کودکان بود که در زمان خود شهرت زیادی را به جهت نوآوری هایی که در تعلیم و تربیت اطفال انجام داده بود کسب نموده بود. یکی از مهم ترین جنبه های دیدگاه پستالوزی که تاثیر زیادی روی فروبل داشت، تاکید او بر حفظ امنیت روانی کودکان بود. پستالوزی اهمیت زیادی را برای مراقبت از امنیت روانی کودکان قائل بود و در آموزش خود تلاش می کرد کودکان از جهات مختلف در امنیت باشند زیرا امنیت به آنها کمک می کرد به محیط آموزشی اعتماد کنند و یادگیری شان تسهیل شود. فروبل نیز به مانند استادش بر این باور بود که نه تنها کودکان باید از نظر جسمانی در امنیت باشند بلکه امنیت روانی و عاطفی نیز برای یادگیری کودکان بسیار مهم است.
 
او پس از گذراندن دوره آموزشی نزد پستالوزی دوباره به آلمان بازگشت و شروع به تدریس در یک مدرسه با 40 دانش آموز پسر 9 تا 11 ساله نمود. تدریس، نه تنها اعتماد به نفس او را بالا می برد بلکه تجربه گرانبهایی بود که می توانست در عمل بسیاری از آموخته های خود را به خصوص در زمینه فعالیت های پستالوزی در آن تمرین کند و به بوته آزمایش بگذارد. او در سال 1810 یک بار دیگر وار دانشگاه شد و این بار به مطالعه زبان های خارجی روی آورد. عشق او به مردمان و فرهنگ ها، او را به مطالعه زبان های فارسی، عبری، عربی و یونانی واداشت. او یادگیری زبان را یکی از راه های نزدیکی و درک متقابل بین مردم جهان می دانست. 
 
سرانجام فروبل در سال 1837 اولین موسسه خود را برای آموزش پیش دبستانی دایر نمود. این موسسه بر مبنای تئوری آموزشی او مبتنی بر هدایا و فعالیت ها استوار بود. در طی چندین سال، روش نوین آموزشی فروبل و تلاش او در جهت آموزش پیش دبستانی، در سراسر آلمان رواج پیدا کرد و موسسات آموزشی مختلفی به نام او و با روش او شروع به کار کردند و به کودکان آموزش می دادند. تاکید او بر انسانیت و نوع دوستی و آزادی عمل برای کودکان، شایعاتی را علیه او بر سر زبان ها انداخت که او در این مراکز به ترویج سوسیالیسم و الحاد می پردازد یعنی اتهامی که هیچ سنخیّتی با دیدگاه های مذهبی و خداپرستانه او نداشت اما سرانجام این شایعات، وزیر وقت آموزش و پرورش دولت پروس را بر آن داشت که حکم به تعطیلی تمام مواکز و موسساتی بدهد که به نام و روش فروبل به آموزش کودکان می پرداختند. هر چند فروبل بعدا از خود دفاع و اعاده حیثیت نمود ولی نتوانست نظر وزیر را برگرداند و همچنان مراکز آموزشی او غیر قانونی برچسب خورد.
 
فلسفه آموزشی فروبل
فروبل را میتوان یکی از نظریه پردازان ایدئالیست و آرمانگرای قرن نوزدهم دانست. او فلسفه آموزشی خود را تحت تاثیر پروتستان لوتری و فلسفه هگلی بنیان نهاد. او که شیفته رابطه خدا و عالم خلقت با انسان بود، آموزش و پروش را راهی برای شکوفا کردن قابلیت بشر برای درک رابطه انسان و خالقش می دانست  که هر چه رشد عقلی و عاطفی بشر در اثر آموزش بیشتر باشد، به همان میزان رابطه او با خدا و طبیعت عمیق تر خواهد شد. او بر این باور بود که خداوند نیرویی ماورای کائنات است که همه مخلوقات خود را در نظمی بی نظیر و کلی منسجم خلق  کرده است. چنین رابطه مستحکمی بین جزء و کل، در اثر حفظ نظم و درک رابطه بین خالق و مخلوق میسر است.
 
از همین رو فلسفه آموزشی فروبل نیز انعکاسی بود از تزکیه نفس در اثر کارورزی و تلاش  برای یادگیری و رشد ذهنی و جسمی برای قرار گرفتن در نظم کلی الهی. . او که انسان را دارای دو جنبه روحانی و جسمانی می دانست بر جنبه روحانی وجود انسان تاکید بیشتری می کرد و معتقد بود جنبه روحانی انسان نشئت گرفته از یک وحدت روحانی در عالم وجود است که علیرغم تفاوت ها و تنوع ظاهری در اجسام وجود دارد.
 
معلم:
فروبل تحت تاثیر استادش پستالوزی که بر نقش "الگوی پدر3" یا "پدرواره" تاکید می کرد، او نیز بر نقش معلم به عنوان یک الگوی مادرانه یا مادر مهربان تاکید داشت. به نظر فروبل بهترین معلم برای کودکان به خصوص در سنین پیش از دبستان یک معلم زن دلسوز و مادرمآب است که با عشق و محبت کودکان را به یادگیری تشویق کند و تسهیل گر رشد و آموزش آنها باشد. اینجا هم دیدگاه مذهبی فروبل نقش ایفا می کند به این ترتیب که او تدریس را عبادت می شمارد و به عنوان یک اعتکاف روحانی از آن نام می برد به طوری که معلم باید به کار خود به عنوان یک فعالیت دینی در جهت برقراری پیوند بین خالق و مخلوق نگاه کند و کودکان را در درک این رابطه و نقش خود در ان جهان آگاه سازد.
 
از طرف دیگر معلم باید بر روند رشد، فعالیت و رفتار کودکان نظارت دقیق داشته باشد تا الگوهای رفتاری و ذهنی آنها کشف نموده و بر اساس آن آموزش خود را شکل دهند. به این ترتیب فروبل نیز بر این باور بود که این کودکان هستند که بر اساس توانایی ها، استعدادها و رفتارهای خود نوع خاصی از آموزش را منطبق با توانایی های خود طلب می کنند و آموزش باید با ذات فکری و رفتاری آنها منطبق شود.
 
بازی
بازی، نقش بزرگی را در تئوری آموزشی فروبل بر عهده دارد. او نه تنها بازی کردن را تشویق می کند بلکه به آن کارکردی اجتماعی و آموزشی می بخشد. در زمانی که بازی کردن تحت تاثیر آموزه های کالوینیستی در غرب، جلوه ای از تنبلی و بیکاری تلقی می شد که باید از زندگی بشر حذف می شد و جای خود را به فعالیت های مفید با جنبه اقتصادی می داد، فروبل بازی را جزو جدانشدنی و طبیعی از زندگی انسان معرفی کرد که به خصوص برای رشد کودکان ضروری است. به جرئت می توان فروبل را "پدر بازی در تاریخ آموزش غرب" معرفی کرد.
 
او دفاع جانانه ای از اهمیت بازی در زندگی کرد و بازی را دست کم دارای سه کارکرد مهم دانست یکی بازنمایی رشد فرهنگی انسان در طول تاریخ ، دیگری تقلید فعالیت های بزرگسالان و سوم  کمک به جامعه پذیر شدن کودکان. او بر این باور بود که انسان ها در حین بازی تمام مراحل رشد تکاملی خود را در طول تاریخ تکرار می کنند. برای مثال نقاشی کشیدن کودکان روی دیوارها نمادی از نقاشی بر دیوار غارها توسط اجداد انسان است و یا بازی هایی نظیر کشتی گرفتن، گردآوری اشیاء و غیره بازگشتی نمادین به دوران شکار، گردآوری آذوقه و جنگ های تن به تن دوران باستان است.
 
از طرف دیگر او معتقد بود که بازی کرن به کودکان امکان می دهد زندگی و فعالیت های بزرگسالان را تمرین کنند و با تقلید اعمال والدین و سایر افراد اجتماع، کارورزی کنند. جامعه پذیر شدن و اجتماعی کردن کودکان نیز کارکرد سوم بازی است که به آنها زندگی در جمع را می آموزد و با روابط اجتماعی و بین فردی آشنا می کند و روابط قدرت را از همان کودکی به آنها می آموزد.
 
هدایا و فعالیت ها
فروبل فلسفه آموزشی خود را در عمل بر دو پایه استوار کرد یکی هدایا4 و دیگر فعالیت ها یا مشغولیت ها5. این هدایا تقریبا شبیه به وسایل کمک آموزشی بودند که پستالوزی طراحی کرده بود. او که متوجه تاثیر زیاد استفاده از ابزار آموزشی در یادگیری کودکان شده بود خود نیز به طراحی برخی از این ابزار مبادرت ورزید اما دیدگاه ایدئالیستی او اینجا نیز دخالت کرد و هدایای او ، ابزار ساده ای برای بازی بودند که جنبه ای نمادین نیز داشتند. برای مثال چند توپ رنگی، دایره ای که به چند قسمت تقسیم می شد، و چیزهایی از این قبیل که برای آموزش غیر مستقیم هندسه و ریاضیات کاربرد داشت. به این ترتیب هدایای او اشکال پایه ی هندسی بودند که برای آموزش مفاهیمی از قبیل نسبت، تناسبات، جمع و تفریق و درک هندسی فضایی و نیز ساختن اجسام و سازه های ساده می شد از آنها استفاده کرد.
 
میراث فروبل
میراث فلسفه آموزشی فروبل، در درجه اول تاکید بر نقش مهدکودک ها و آموزش پیش از دبستان است. پس از مرگ فروبل رفته رفته، تجارب او در تاسیس و اداره مهدکودک ها در سراسر اروپا منتشر شد دیری نگذشت که از ژاپن گرفته تا امریکا، مهدکودک تبدیل شد به یکی از ارکان نظام آموزشی در سراسر جهان. نقش آموزش پیش از دبستان به مرور آشکار شد و تمام موفقیت هایی که در قرن بیستم در زمینه آموزش و روشهای تدریس پیش دبستانی رخ داده است بی شک مرهون زحمات و دیدگاه های فروبل است.
 
نقش مهم دیگر او در تحولی است که زمینه آموزش هنر به کودکان رخ داده است. او از طریق هدایا و مشغولیت هایی که برای بچه ها طراحی کرد آنها را به مرور با مفاهیم اولیه هنر و تصویر سازی های ذهنی آشنا کرد و راه جدید را پیش روی آموزشگران هنر گشود که از چه طرقی به کودکان هنر را آموزش دهند و مفاهیم هنری را قابل درک بسازند.
 
از طرف دیگر رویکرد فروبل به آموزش کودکان، مبتنی بر موجودیت مستقل و خاص دوران کودکی است؛ او به کودکان به عنوان بزرگسالان کوچک نگاه نمی کرد. فروبل کودکان را دارای روحیات، قابلیات و نیازهای خاصی می دانست که باید به فراخور آنها آموزشی متناسب و منطبق با نیاز کودکان طراحی کرد. این دیدگاه منحصر به فرد نسبت به موجودیت دوران کودکی، او را به یکی از شاخص ترین چهره ها در زمینه ی شناساندن خصائص دوران کودکی در تاریخ آموزش تبدیل کرد یعنی همان دورانی که او به واسطه رابطه کم عمق و نامناسبی که با پدرش داشت از برکات  آن محروم شده بود.
 
 
****
1. Friedrich Froebel
2. Pestalozzi
3. Father Figure
4. Gifts
5. Occupations
 
برگرفته از: 
Gutek. G. (2005).Historical and Philosophical Foundations of Education. 4th Edditon. PEARSON Publication. 
 
مقاله اختصاصی گروه تدوین محتوای آموزش 118
استفاده از این مطلب و انتشار آن، با ذکر نام آموزش ۱۱۸ و درج لینک www.amoozesh118.com بلامانع می باشد.
 

آموزش ۱۱۸: پرتال جامع آموزش و روش های تدریس‬

توضیح: نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاههای این وب سایت نمی باشد.
  1. پردیبس چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ --- ۱۲:۱۶

    سلام نظرات فردریش فروبل خیلی زیباست ولی امروزه در مهدکودک ها کودکان تنها مقایسه را می آموزند.

نظر شما