1396/3/20 226

میزهای سه‌نفره، کلاس‌های پر‌جمعیت و دیوارهای گچی کلاس از جنس نوستالژی‌های دهه‌شصتی است

سرمایه انسانی نقطه پیوند

میزهای سه‌نفره، کلاس‌های پر‌جمعیت و دیوارهای گچی کلاس از جنس نوستالژی‌های دهه‌شصتی است که در تقابل با میز و نیمکت‌های دونفره یا تک‌نفره، کلاس‌های بزرگ و مجهز با در و پنجره‌های رنگی مدارس امروزی نشانه خوبی است بر اهمیت پیدا‌کردن مفهوم سرمایه انسانی در فرایند آموزش‌ و‌ پرورش در طول سال‌هایی که گذشت؛ مفهومی که در ادبیات اقتصادی آن سال‌ها نیز در میان شلوغی و ازدحام جمعیت از آن غفلت شد.

در آن زمان، اقتصاد‌دانان بیشتر به این موضوع می‌پرداختند که حاصل تولید چگونه باید در میان نیروی کار، سرمایه، زمین و منابع طبیعی توزیع شود. آنها در تجزیه و تحلیل‌های اقتصادی خود به این واقعیت که افراد از نظر توانایی با یکدیگر متفاوتند توجهی نداشتند؛ اما به‌تدریج به این موضوع توجه شد که سرمایه‌گذاری‌های آموزشی با ایجاد مهارت و تخصص در نیروی کار باعث تغییرات کیفی در آنها می‌شود و کم‌کم مفهوم سرمایه انسانی در تحلیل‌های اقتصادی جای خود را پیدا کرد.

اهمیت سرمایه انسانی نقطه عطفی بود بر پیوند میان اقتصاد و آموزش‌و‌پرورش. آموزش از یک‌سو، توانایی‌های فردی را ارتقا می‌دهد و بهره‌وری را در کار افزون می‌کند و از سوی دیگر، قدرت تولید در اقتصاد افزایش پیدا کرده و توانایی‌ها برای دستیابی به افزایش درآمد ارتقا پیدا می‌کند.

 کرم سینا، عضو هیأت‌علمی دانشکده فنی امام محمدباقر (ع) ساری، در مقاله خود می‌گوید: «دیدگاه‌های موجود درباره اهمیت اقتصادی آموزش را می‌توان به سه دسته دیدگاه‌های اقتصاد‌دانان کلاسیک، نئوکلاسیک و معاصر تقسیم کرد. بیشترین پیشرفت اقتصاد آموزش‌وپرورش و کاربرد مفهوم سرمایه‌ای انسانی مدیون اشخاصی نظیر سیمون کورنتمس نئودورشولتز، ژاکوب مینسر و گری بکر اقتصاد‌دانان سرشناس آمریکایی بین سال‌های ١٩٦٠ تا ١٩٩٠ است. اقتصاد آموزش‌وپرورش و اهداف آن آموزش‌وپرورش و اقتصاد با یکدیگر وابسته و پیوسته‌اند. هر‌اندازه میزان درآمد ملی کشور بیشتر و کشور در اقتصادی قوی‌تر باشد، می‌تواند به آموزش‌وپرورش منابع و بودجه بیشتری تخصیص دهد در نتیجه توسعه اقتصادی موجب توسعه در نیروی انسانی و افزایش بهره‌وری نیروی کار و گسترش اختراعات و ابداعات می‌شود که محصول سطوح متفاوت آموزش‌و‌پرورش هستند. هر‌اندازه که سطح آموزش‌وپرورش کشور بالاتر رود باعث می‌شود تا میزان دانسته‌ها و مهارت‌ها و منابع انسانی کارآمد افزایش یابد.
 
این افزایش آگاهی و فنون موجب افزایش بهره‌وری افراد می‌شود و رشد اقتصاد کشور را تسریع خواهد کرد.  بر اساس چنین رابطه متقابلی، مفهوم اقتصاد آموزش‌و‌پرورش به میان آمد. اقتصاد آموزش‌و‌پرورش قصد دارد تا علت توجه به امور و حدود اقتصادی را در تصمیم‌گیری‌های آموزش‌و‌پرورش معین کند و بدین‌گونه نحوه استفاده صحیح از منابع را برای دست‌یافتن به بهترین نتایج مشخص کند».

توضیح: نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاههای این وب سایت نمی باشد.

نظر شما

پرطرفدارترین مطالب امروز

تازه های آموزش

حق آموزش برای همه آری، برای افغان ها خیر؟!

فرق مدرسه‌های جدید و قدیم

بازی خیال و خلاقیت در تصاویر کتب درسی

گفت‌وگو با مخترع «آ با کلاه»

عدالت آموزشی در مدارس ژاپن

مقابله با اضطراب آغاز مدرسه

سازمان ملل متحد و روز جهانی«سوادآموزی»

صنعت جدید رتبه‌بندی دانشگاه‌ها

اکثریت زنان، مدیران مردان

حجم تکالیف مدرسه چقدر باید باشد؟

بدترین سوالات برای بحث و گفتگو

زندگی و آراء فلاسفه آموزشی: ژان ژاک روسو

سرمایه انسانی نقطه پیوند

به بچه‌ها از خشونت و ترور چه بگوییم؟

چطور الگوهای مثبت برای بچه‌ها پیدا کنیم؟

بازی مادر اختراع است؟

نقش برجسته پدران در موفقیت تحصیلی فرزندان

تقویت عملکرد دختران در علوم و ریاضی

اجبار دانش آموزان به تمیز کردن کلاس درس: خوب یا بد؟

ضرورت کاهش حجم کتاب های درسی

نکاتی در مورد طراحی تکالیف درسی دانشگاهی

چوب معلم؟!!

آیا «خانم مدرک» مرده است؟

آیا پسران سهم بزرگتری از بودجه مدارس دریافت می کنند؟

معرفی کتاب: تاثیر مدارس دخترانه در توسعه اجتماعی زنان در ایران

آموزش در شبکه های اجتماعی