1393/10/3 1852

چگونه روان شناسی مثبت نگر می تواند تدریس و تحصیل را متحول کند؟

تاثیر باور به توانایی ها بر تدریس و تحصیل


در علوم دارویی، پلاسیبو یا دارونما، اصطلاحی شناخته شده است. دارویی با اثرات قوی و موثر اما با عملکردی مرموز و عجیب. پلاسیبو یا دارونما، دارویی است خنثی که هیچ اثر شیمیایی بر بدن ندارد و در آزمایش تاثیر داروها بر گروه های آزمایشی به کار می رود به این معنا که به گروهی داروی واقعی تجویز می شود و به گروهی دیگر دارونما. افرادی که دارونما مصرف می کنند به خیال اینکه داروی واقعی دریافت کرده اند معمولا بر اثر تلقین و اثرات روانی، نشانه های بهبودی را از خود بروز می دهند. جالب است بدانیم که این تنها پلاسیبو نیست که چنین اثراتی دارد بلکه قرار گرفتن در هر موقعیتی که شبیه سازی شده باشد و انسان از نظر روانی آن را باور کند دارای همان اثرات است. برای مثال افرادی که در یک آزمایش خلبانی شرکت می کنند زمانی که تصور می کنند واقعا سکّان هواپیما را در دست دارند و مشغول پرواز در هوا هستند، 40% بیش از افرادی که تنها نقش بازی می کنند، قدرت بینایی و تیزبینی درآنها افزایش می یاید. به عبارت دیگر وقتی افراد باور می کنند در یک موقعیت واقعی قرار دارند، عملکرد خود را بهبود می بخشند.
 
چنین تجربه ای در حوزه آموزش و یادگیری نیز می تواند مورد استفاده قرار بگیرد برای مثال وقتی دانش آموزان می شنوند که بهره هوشی IQ قابل افزایش است، به تقویت هوش خود می پردازند و عملکرد بهتری در آزمون ها از خود نشان می دهند. به بیان دیگر وقتی ذهن انسان به چیزی باور پیدا می کند، روزنه های جدیدی پیش روی او گشوده می شود، بر توانایی های خود اطمینان پیدا می کند و سعی در بهبود و ارتقاء شرایط خود می کند. روان شناسی مثبت نگر، با تکیه بر اثر روانی خودباوری و توانمندی انسان، سعی در بهبود رفتار و عملکرد افراد در موقعیت های مختلف زندگی دارد. روانشناسی مثبت نگر بر این باور است که وقتی مغز با پیام های مثبتی رو به رو می شود، به طور عجیبی، قوا و توانایی انسان را افزایش می دهد و در تعاملی شگفت انگیز بین ذهن و جسم، قوای ذهنی و بدنی انسان را در جهت عملکرد بهتر هماهنگ می کند.
 
استفاده از روان شناسی مثبت نگر در تدریس کار دشواری نیست. تنها راه آن کنار گذاشتن این باور قدیمی است که ذهن انسان یک لوحه سفید است که باید با اطلاعات هر چه بیشتر پر شود. نظام آموزشی که بر این باور استوار است سعی دارد با پر کردن مغز دانش آموزان از انواع اطلاعات ریز و درشت، به ذهنیات دانش آموزان شکل دهد و آنها را برای زندگی آماده سازد. اما این رویکرد قدیمی با رویکرد جدید به آموزش و پروش که مبتنی بر آموزش از طریق تحقیق و پژوهش و بها دادن به نیازها و توانایی ها و تفاوت های فردی است در تضاد قرار دارد. اما آنچه میتواند آموزشگران را در مسیر استفاده از روان شناسی مثبت نگر در جهت بیدار کردن ذهن و روان دانش آموزان نسبت به باورمندی به توانایی های خود قرار دهد، در وحله نخست ارتباط مثبت با دانش آموزان است.
 
ارتباط نامرئی. باورها و نگرش ها تنها در کلمات خلاصه نمی شوند وقتی انسان به چیزی باور دارد آن را در تمام ابعاد وجود خود متجلی می کند. رفتار، گفتار، عادات و حتی نحوه نگاه کردن فرد به اطراف و اطرافیان حاصل باور او به یک عقیده است. معلمی که با تمام وجود باور دارد که دانش آموزان قادرند عملکرد خود را بهبود ببخشند، به طور شرافتمندانه و صادقانه عمل کنند و در مسیر یادگیری به طور مستقل حرکت کنند، فارغ از قضاوت ها و تحکم ها، در تمام رفتار و سکنات خود چنین باوری را نشان می دهد. این کافی نیست که به دانش آموزان لبخند بزنید – چه بسا که لبخند های با تظاهر تاثیر عکس دارند- دانش آموزان باور شما را به آنچه می گوئید از لحن کلام، رفتار و عمق نگاه شما درک می کنند. رفتار و روابط شما با آنها، باورهای شما را به دانش آموزان منتقل می کند.
 
رفتار و باورهای مثبت موثر هستند: این حوزه از روان شناسی آموزش هنوز کاملا شناخته نشده است اما تحقیقات اخیر نشان می دهند که بدن و مغز به طور هماهنگی نسبت به مراقبت، محبت و پذیرش بدون شرط واکنش مثبت نشان می دهند. احساسات انسان به قلب و از طریق عصب واگ به مغز منتقل می شوند بنابراین برای اینکه دانش آموزان را در مسیر یادگیری فعال نگه دارید باید از طریق محبت، مراقبت و پذیرش بدون قید و شرط، به آنها حس ارزشمندی ببخشید. برای اینکه روند یادگیری به درستی پیش برود، باید هم مغز و هم قلب دانش آموزان را به دست آورید.
 
بسیاری از کارشناسان چهار مهارت را به عنوان اصلی ترین و مهم ترین مهارت های انسان ها برای موفقیت و زندگی در قرن بیست و یکم معرفی می کنند : همکاری، ارتباط، تفکر انتقادی و خلاقیت. به باور بسیاری، این چهار مهارت اساسی، پایه موفقیت های تحصیلی، شغلی و روابط اجتماعی است اما روان شناسی مثبت نگر مهارت دیگری را نیز به این فهرست اضافه می کند. تحقیقات نشان می دهند آنچه که می تواند نه تنها به عنوان یک عامل مستقل و تاثیر گذار بلکه به عنوان ممزوج کننده و هماهنگ کننده تمام این مهارت ها در زندگی خصوصی و اجتماعی افراد عمل کند، مهارت مراقبت و محبت است. همدلی کردن، گوش دادن و بازخورد بدون قضاوت و تحکم، یکی از مهم ترین و تاثیر گذارترین مهارت هایی هستند که موفقیت را در تمام ابعاد زندگی فرد تعیین می کنند. بنابراین مراقبت و محبت، برقراری روابط عاطفی نزدیک و تاثیرگذار بر دانش آموزان یکی از مهم ترین مولفه های تدریس در کلاس ها درس قرن بیست و یک باید باشد.

مقاله اختصاصی گروه تدوین محتوای آموزش 118
استفاده از این مطلب و انتشار آن، با ذکر نام آموزش ۱۱۸ و درج لینک www.amoozesh118.com بلامانع می باشد.

توضیح: نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاههای این وب سایت نمی باشد.

نظر شما

پرطرفدارترین مطالب امروز

تازه های آموزش

چرا دانش آموزان تقلب می کنند؟

بچه‌های آسمان: نبرد دانش آموزان کره با کنکور

بالا بردن انگیزه تحصیل دانشجویان

تاثیر جوّ و محیط مدرسه بر عملکرد تحصیلی

آموزش نخبه پرور؛ آری یا خیر؟

آموزش پیش دبستانی مهم است

معرفی کتاب: گاه و بی‌گاهی دانشگاه در ایران

کی اولین گوشی هوشمند را برای فرزندمان بخریم؟

احساسات و نیازهای کودکان در مناطق زلزله زده

کودکی دیجیتالی!!

حق آموزش برای همه آری، برای افغان ها خیر؟!

فرق مدرسه‌های جدید و قدیم

بازی خیال و خلاقیت در تصاویر کتب درسی

گفت‌وگو با مخترع «آ با کلاه»

عدالت آموزشی در مدارس ژاپن

مقابله با اضطراب آغاز مدرسه

سازمان ملل متحد و روز جهانی«سوادآموزی»

صنعت جدید رتبه‌بندی دانشگاه‌ها

اکثریت زنان، مدیران مردان

حجم تکالیف مدرسه چقدر باید باشد؟

بدترین سوالات برای بحث و گفتگو

زندگی و آراء فلاسفه آموزشی: ژان ژاک روسو

سرمایه انسانی نقطه پیوند

به بچه‌ها از خشونت و ترور چه بگوییم؟

چطور الگوهای مثبت برای بچه‌ها پیدا کنیم؟

آموزش در شبکه های اجتماعی