1393/4/8 2995

مدرسه ژاندارک، نخستین مدرسه اروپایی در تهران

برگی از تاریخ مدارس فرانسوی زبان در ایران


در آغاز قرن ۱۹ در دربار ایران هیچ ایرانی ای زبان فرانسه بلد نبود و همین باعث سوءتفاهماتی میان فرستاده ناپلئون و پادشاه قاجار شد. اما در میانه قرن ۱۹ زبان فرانسه نخستین زبان اروپایی بود که در کشمکش میان روسیه و انگلیس جا خوش کرد و صاحب مدرسه شد. شاید ایرانیان تصور می کردند هر فرانسوی الزاما باید یک مونتسکیو، ولتر، دیدرو یا روسو باشد. اما هرچه بود زبان فرانسه، چون زبان بیشتر دربارهای اروپا بود، ارج و منزلت خاصی داشت. اُژِن بُرِه(۱۸۷۸ـ ۱۸۰۹) شرق شناس و باستان شناس لازاریستِ فرانسوی، سال ۱۸۳۷همراه با یک هیأت کاوشگر به ایران آمد. خیلی زود، فکر تأسیس مدرسه ای فرانسوی زبان ذهن او را به خود مشغول کرد. اما قبل از دایر شدن مدرسه ای فرانسوی زبان در تهران، تبریز که از دیرباز اقلیتی از مسیحیان شهروندش بودند، صاحب چنین مدرسه ای شد.
 
پس از تبریز نوبت اصفهان بود که آن شهر هم شهروند مسیحی کم نداشت. سرانجام سال ۱۸۶۲ مدرسه پسرانه سَن لوئی در تهران آغاز به کار کرد. مدیریت این مدرسه با کشیشان لازاریست بود. این مدرسه ویژه اقلیت های دینی نبود، به همین دلیل بسیاری از فرزندان خانواده های اهل علم فرزندانشان را به آنجا فرستادند. از بزرگان اهل ادبی که در مدرسه سَن لوئی درس خواندند نیما یوشیج و صادق هدایت بودند. نیما یوشیج مجموعه بی نظیر خود، افسانه، را به استادش نظام وفا هدیه کرده است که او نیز ادیبی بود درخور ستایش. طولی نکشید که بعد از مدرسه سَن لوئی مدرسه دخترانه ژاندارک هم که خواهران روحانی سَن ژوزف آن را اداره می کردند، در تهران آغاز به کار کرد. البته مدارس فرانسوی زبان آلیانس که تحت پوشش آلیانس یهودیان فرانسه بود نیز در همین ایام در شهر های شیراز، همدان، ارومیه و سنندج آغاز به فعالیت کردند. محمد قاضی، مترجم والای ما، از شاگردان آلیانس سنندج بود. مدارس آلیانس تهران هم با نام های اتحاد و اتفاق شاگردانی را جذب کردند. سال ۱۹۰۸ هم مدرسه ایرانی ـ فرانسوی فعالیت خود را آغاز کرد، که بعد ها به مدرسه رازی تغییر نام یافت.

اما خواهران روحانی مدرسه ژاندارک قبل از این که برای مدرسه فعالیت داشته باشند، یک مرکز خیریه در تهران دایر کردند؛ محلی کوچک در خیابان شاه آباد / جمهوری که نوعی نوانخانه بود. این محل هنوز هم به عنوان خانه سالمندان فعال است. بخت با این خواهران یار بود و مشیرالدوله از رجال قاجاری، بخشی از باغ خانه اش را برای ساختن مدرسه هدیه کرد. خانه مسکونی مشیرالدوله را نیکلای مارکف، معمار بزرگ نوگرای گرجی تبار که در ایران ماندگار شده بود و دوست مشیرالدوله بود، در باغی بزرگ، بین خیابان منوچهری ـ خیابان اسلامبول و خیابان لاله زار ساخته بود (امروز متأسفانه با به فروش رفتن جبهه شمالی باغ و از بین رفتن آن، کل مجموعه صدمه دیده است.) مارکف کارنامه بسیار درخشانی در معماری ایران دارد: مدرسه البرز، مدرسه انوشیروان دادگر، اداره پست، شهرداری میدان توپخانه (که در زمان پهلوی دوم خراب شد) و مدرسه ژاندارک از بناهای معروفی است که مارکف معمار آن بوده است.

از همان بدو تأسیس، مدرسه دو قسمت شد: ساختمان مارکف که شامل کلیسا، صومعه، پانسیون و مدرسه ژاندارک بود و حیاط پُشتی که ساختمانی کوتاه و یک طبقه داشت، مدرسه ای برای دختران کم بضاعت و درمانگاه خیریه که مخصوص مادران کم بضاعت بود. در هر دو مدرسه، دختران زبان فرانسه را یاد می گرفتند، اما آمد و شدی با هم نداشتند و در ورودی حیاط پشتی از انتهای کوچه ساختمان پلاسکو فعلی بود، در حالی که درِ مدرسه اصلی از انتهای کوچه ژاندارک در خیابان منوچهری است. مدرسه از آغاز دو زبانه بود؛ فارسی و فرانسه، اما، وزارت معارف مدت کوتاهی از آموزش زبان فرانسه در این مدرسه جلوگیری کرد. سال های ۱۹۳۰ میلادی هم مدرسه صاحب دو اسم شد: منوچهری و ژاندارک. اما این هم زیاد دوام نیاورد و دوباره مدرسه شد همان مدرسه ژاندارک؛ از پیش دبستانی تا پایان دوره دبیرستان. از صبح تا ظهر برنامه درسی فارسی وزارت فرهنگ تدریس می شد؛ بعد از ظهر ها هم برنامه کامل فرانسه: ریاضی، تاریخ، جغرافیا، دستور زبان و...

مدرسه ژاندارک تا سال ۱۳۵۹با همین برنامه کار کرد. این مدرسه بعدها بسته شد؛ خواهران روحانی تمام ساختمان ها را ترک کردند، کلیسا تعطیل شد، درمانگاه هم همین طور. حدود چهار سال طول کشید تا اجازه داده شد خواهران روحانی به ساختمان خودشان برگردند، اما فضای اقامتی آنها از فضای دو مدرسه تفکیک و فعالیت هایشان هم بسیار محدود شد. امروز کلیسا بسته است و خواهران نمازخانه کوچکی دارند. درمانگاه هم تعطیل است و خواهران فقط در خانه سالمندان و کهریزک فعالیت دارند. در گذشته با جذام خانه تبریز هم در ارتباط بودند، اما خوشبختانه با مهار این بیماری شرایط بهتری فراهم شده است.

بعد از سال ۱۳۵۹ مدرسه ژاندارک به سه مدرسه مجزا تبدیل شد. یک دبستان با نام عدل، یک مدرسه راهنمایی با نام سمیه و یک دبیرستان. اما بعد از چند سال دبستان برچیده شد ورودی مدرسه راهنمایی از کوچه پلاسکو بود و بقیه فضا، که بسیار هم وسیع است، برای دوره هایی خاص در نظر گرفته شد. امروز مدرسه ژاندارک، با قدمتی حدود ۱۴۰ سال که بخشی از تاریخ تعلیم و تربیت ماست، هنوز در خاطره خانواده هایی جا دارد، که یک یا چند نسل از دخترانشان در این مدرسه درس خوانده اند.
کلیدواژه:

توضیح: نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاههای این وب سایت نمی باشد.

نظر شما

پرطرفدارترین مطالب امروز

تازه های آموزش

چرا دانش آموزان تقلب می کنند؟

بچه‌های آسمان: نبرد دانش آموزان کره با کنکور

بالا بردن انگیزه تحصیل دانشجویان

تاثیر جوّ و محیط مدرسه بر عملکرد تحصیلی

آموزش نخبه پرور؛ آری یا خیر؟

آموزش پیش دبستانی مهم است

معرفی کتاب: گاه و بی‌گاهی دانشگاه در ایران

کی اولین گوشی هوشمند را برای فرزندمان بخریم؟

احساسات و نیازهای کودکان در مناطق زلزله زده

کودکی دیجیتالی!!

حق آموزش برای همه آری، برای افغان ها خیر؟!

فرق مدرسه‌های جدید و قدیم

بازی خیال و خلاقیت در تصاویر کتب درسی

گفت‌وگو با مخترع «آ با کلاه»

عدالت آموزشی در مدارس ژاپن

مقابله با اضطراب آغاز مدرسه

سازمان ملل متحد و روز جهانی«سوادآموزی»

صنعت جدید رتبه‌بندی دانشگاه‌ها

اکثریت زنان، مدیران مردان

حجم تکالیف مدرسه چقدر باید باشد؟

بدترین سوالات برای بحث و گفتگو

زندگی و آراء فلاسفه آموزشی: ژان ژاک روسو

سرمایه انسانی نقطه پیوند

به بچه‌ها از خشونت و ترور چه بگوییم؟

چطور الگوهای مثبت برای بچه‌ها پیدا کنیم؟

آموزش در شبکه های اجتماعی