1393/2/31 2844

گاهی اوقات جملات تشویقی که به صورت عادت و به طور مداوم در برخورد با کودکان ابراز می شوند نیز تاثیرات منفی برجا می گذارند

تشویق و تنبیه


تشویق و تنبیه هر دو برای کنترل رفتار کودک استفاده می شوند. در اینجا بهتر است تشویق و پاداش و هم چنین تنبیه و مجازات را از هم تمایز دهیم. تشویق می-تواند موجب اعتماد به نفس و سبب قوت قلب باشد. هم چنین نشان دهنده توجه مثبت به کودک و تسریر خاطر او است. ولی پاداش یا جایزه همان طور که در ادامه توضیح خواهیم داد همیشه اثرات نامطلوبی در طولانی مدت داشته و محرک های درونی کودک را از بین می برد. از طرفی اگر متنبه شدن کودک از طریق نصیحت و  درک پیامدهای رفتار نامطلوبش باشد روش خوبی برای اصلاح رفتار است ولی در نظر گرفتن مجازات برای یک رفتار زشت تاثیرات مخربی در طولانی مدت می-گذارد. هم چنین باید محدودیت استفاده از تشویق یا تنبیه را نیز مد نظر داشته باشیم، زیرا حتی تشویق بی مورد می تواند تاثیرات منفی داشته باشد. 

نکته مهم دیگر آنکه شاید یک مربی کودکان برای حفظ نظم کلاس مجبور باشد از پاداش یا مجازات بسیار جزئی مانند اجازه دادن برای انجام یک فعالیت یا ممنوعیت از آن استفاده کند، ولی این روش برای ارتباط با افراد نوجوان و جوان کاربردی ندارد. در سنین بالاتر صرفا تقویت انگیزه های درونی مانند هدفمندی یا حس سودمندی می تواند موجبات ترقی فرد را فراهم کند. هم چنین لازم به ذکر است که این بخش به نقش والدین می پردازد. هر چند نقش والدین و مربیان تا حدودی شبیه است، ولی در مواردی که تاثیرات بلند مدت مد نظر است والدین نقش بسیار برجسته تر و حساس تری را ایفا می کنند.

مشکلات مجازات و تنبیه
تحقیقات دهه های گذشته نشان می دهد کودکانی که در خانه با قوانین مجازات  کننده تهدید شده اند بیشتر از همسالان خودشان در بیرون از خانه علاقه به زیر پا گذاشتن قوانین دارند. باید توجه داشت که ترس از مجازات در کوتاه مدت هدف والدین را برآورده می سازد ولی تاثیرات بلند مدت آن همیشه منفی است. زیرا هنگام مجازات، کودک نحوه اصلاح رفتار بد را یاد نمی گیرد، بلکه آنچه یاد می گیرد نحوه پنهان کردن آن رفتار از کسی است که او را مجازات می کند. پس چه باید کرد؟ در تنبیه معمولا تمرکز بر روی آنچه که نباید انجام شود است در حالی که متمرکز شدن بر آنچه که مطلوب است و توضیح اینکه چگونه می توان به چنین اخلاقی دست یافت معمولا می تواند کمک کننده باشد. هم چنین مجازات موجب رنجش کودک می شود و در نتیجه او را در مقابل مجازات ها مقاوم تر می کند. یعنی پس از مدتی دیگر مجازات قبلی برای کنترل کودک کافی نخواهد بود و باید زور بیشتری برای رسیدن به نتیجه مطلوب اعمال کرد.
 
متنبه کردن کودک بدون در نظر گرفتن مجازات نیز باید بسیار با احتیاط صورت گیرد. نصیحت یا سرزنش، همان طور که در ابتدای این بخش مطرح شد، نباید محبت و توجه بدون قید و شرط مادر و پدر را زیر سوال ببرد. باید کودک مطمئن باشد که او را همان گونه که هست پذیرفته و دوستش داریم. 

مشکلات پاداش و تشویق
باید توجه داشته باشیم که پاداش نیز بهتر از مجازات عمل نمی کند. آیا پاداش انگیزه کودک را تقویت می کند؟ البته بله، بدون شک انگیزه کودکان برای گرفتن جایزه تقویت می شود، ولی در تعهد آنها برای انجام کار مثبت تاثیری نخواهد داشت. در حقیقت، جایزه دادن نه تنها فایده ای ندارد بلکه تاثیرات منفی نیز بجا می گذارد. روبرت استرنبرگ روانشناس دانشگاه یاله اخیرا نتیجه تحقیقاتی را اعلام کرده است که "هیچ چیز بیشتر از محرک های خارجی خلاقیت را از بین نمی برد. هم چنین محرک های خارجی باعث تحلیل محرک های درونی می شوند: وقتی رفتاری با پاداش های خارجی تشویق می شود، علاقه کودک برای انجام آن رفتار صرفا بخاطر لذت بردن از آن از بین می رود". تحقیقات بیشتر در این زمینه سه تاثیر منفی دیگر را برای پاداش به ما گوشزد می کنند: اول آنکه پاداش موجب اطاعت کورکورانه می شود و حس جستجو برای حقیقت را در فرد از بین می برد. دوم آنکه فرد تمایل پیدا می کند بیشتر فعالیت هایی را انجام دهد که پاداش بیشتری دارد و نه فعالیت هایی که با چالش هایش توانایی های فرد را بالا می برد. سوم آنکه بیشتر پاداش ها بجای اینکه قابلیت کودکان را برای یک یادگیری موفق توسعه دهد، یادگیری آنان را وابسته به تایید دیگران می کنند. 

گاهی اوقات جملات تشویقی که به صورت عادت و به طور مداوم در برخورد با کودکان ابراز می شوند نیز تاثیرات منفی برجا می گذارند. در این موارد نیز متقاعد ساختن والدین جایگزین نیاز عاطفی کودک برای انجام کار خوب می شود و کودکان به این تعریف و تمجید وابسته می گردند. هم چنین با تشویق و برجسته کردن بخشی از کار کودک که به نظرمان خوب است به کودک القا می کنیم که چگونه فکر کند. زیرا این گونه تشویق هر قدر هم مثبت و سازنده باشد یک نوع قضاوت است. مثلا وقتی با دیدن نقاشی کودک به او می گوییم که چقدر پرنده را خوب کشیده، باعث می شویم تا همیشه پرنده را به همان شکلی که مورد پسند ما است بکشد. بجای آن می توانیم بپرسیم کدام قسمت نقاشیت را دوست داری؟ و یا کشیدن کدام قسمت برایت سخت تر بود؟ و یا هنگامی که فرزند ما به دیگران محبت می کند و سخاوت نشان می دهد اگر  بگوییم من از این کار تو خوشحال شدم، محبت کردن او وابسته به عکس العمل ما می شود. ولی اگر بگوییم به چهره دوستت نگاه کن، او واقعا از این کار تو خوشحال شده است، کودک را متوجه تاثیر کارهایش بر دیگران می کنیم. 
 
ترجمه و اقتباس از:

مقاله اختصاصی گروه تدوین محتوای آموزش 118
استفاده از این مطلب و انتشار آن، با ذکر نام آموزش ۱۱۸ و درج لینک www.amoozesh118.com بلامانع می باشد.

توضیح: نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاههای این وب سایت نمی باشد.

نظر شما

پرطرفدارترین مطالب امروز

تازه های آموزش

چرا دانش آموزان تقلب می کنند؟

بچه‌های آسمان: نبرد دانش آموزان کره با کنکور

بالا بردن انگیزه تحصیل دانشجویان

تاثیر جوّ و محیط مدرسه بر عملکرد تحصیلی

آموزش نخبه پرور؛ آری یا خیر؟

آموزش پیش دبستانی مهم است

معرفی کتاب: گاه و بی‌گاهی دانشگاه در ایران

کی اولین گوشی هوشمند را برای فرزندمان بخریم؟

احساسات و نیازهای کودکان در مناطق زلزله زده

کودکی دیجیتالی!!

حق آموزش برای همه آری، برای افغان ها خیر؟!

فرق مدرسه‌های جدید و قدیم

بازی خیال و خلاقیت در تصاویر کتب درسی

گفت‌وگو با مخترع «آ با کلاه»

عدالت آموزشی در مدارس ژاپن

مقابله با اضطراب آغاز مدرسه

سازمان ملل متحد و روز جهانی«سوادآموزی»

صنعت جدید رتبه‌بندی دانشگاه‌ها

اکثریت زنان، مدیران مردان

حجم تکالیف مدرسه چقدر باید باشد؟

بدترین سوالات برای بحث و گفتگو

زندگی و آراء فلاسفه آموزشی: ژان ژاک روسو

سرمایه انسانی نقطه پیوند

به بچه‌ها از خشونت و ترور چه بگوییم؟

چطور الگوهای مثبت برای بچه‌ها پیدا کنیم؟

آموزش در شبکه های اجتماعی